|
بار
دیگر موسم حج شد و قت انس و معاشقه من با سفرنامه های حج. دود کبابی به
ضرورت، با مصداقی از «وصف العیش، نصف العیش»؛ و «ماشاءالله کان». اما بی شک
این یکی از بهترین سفرنامه های حج است که من خوانده ام. اگر نگویم بهترین؛
لطیف، پر نکته، ژرف نگر، با روح، موعظه آمیز، گویا و همراه با هنرمندی های
ادیبانه؛ از قبیل زیبایی قلم، همراهی طنز، اشتمال بر تصویر، آمیختگی به
خیال و ... خلاصه این که؛ دو، سه روزی مرا در هنگام بیداری های پیش از
خواب، مست و دلاویز خود ساخت.
از فرمایشات مقام معظم رهبری پیرامون کتاب یار کجاست

1) رحیم
مخدومی از آن دسته انسان هایی است که پس از فوتش بزرگداشت های زیادی برایش
می گیرند. سوژه بسیار خوبی هم می شود برای روایت فتح، مستندهای خوبی هم
برایش می سازند! کلیپ های قابل توجهی به پاس زحمتش به نمایش در می آید.
خلاصه در یک کلام. پس از رفتن نویسنده شهیر ورامینی در کشور تازه دوستان و
نهادهای فرهنگی سر ذوق می آیند که دریغا و افسوس، مخدومی حیف شد! و این
جاست که کلام سیدحسن حسینی جان می گیرد: شاعری پژمرد/ گل کرد!
2) من فکر
می کنم اگر در مطالعه کردن هم نگاهمان به اشاره «امین انقلاب» باشد بی راهه
و کژراهه نصیب مان نمی شود. عبارتی که مقام معظم رهبری برای کتاب های مختلف
آقای رحیم مخدومی به کار می برند را با دقت بخوانید تا متوجه تیزی و دقت
نظر ایشان شوید. ایشان در مورد «یار کجاست؟» می گویند: «... همین آقای
«مخدومی»، یکی از آن بچه هایی است که جزو بهترین قلم های خاطره نویس است
... خیلی قلم خوبی دارد. انصافا شما سفرنامه های حج خوبی را منتشر کرده
اید. شما هر چه سفرنامه حج منتشر کرده اید، من خوانده ام. یعنی یکی از
دلخوشی های من در فصل حج، خواندن سفرنامه حج است. نوشته ایشان را هم خوانده
ام. بسیار خوب است. من تقریظ قشنگی هم در پشت آن، برای ایشان نوشتم. اتفاقا
همین چند روز قبل از این، تصادفا چشمم به آن افتاد.
اینها را
تشویق کنید. اینهایی را که می بینید استعدادهای خوب دارند، بکشید وسط،
تشویق کنید، از آنها کار بگیرید، کار بخواهید.
... اینها
واقعا همین استعدادهای فوق العاده هستند. انسان لذت می برد، وقتی می بیند
که چنین استعدادهایی هست، به این خوبی دارد می نویسد؛ زبان قوی، خیال خوب،
تصویر قشنگ و جا به جا نکته های ظریف طنز گونه خوب؛ به اینها باید اهمیت
داد.»
یا ایشان
ده سال پیش کتاب «جنگ پا برهنه» آقای مخدومی را خوانده اند و با نگاهی نافذ
و منتقدانه این گونه سخن رانده اند: «این انعکاسی از رنجهای مردم پا برهنه
است که به خصوص در مقایسه با فداکاری همین مردم، بسی جانکاه و تلخ و
ناپذیرفتنی می نماید.. و وقتی روح لطیف و حساسی منظره این هر دو را به چشم
دیده بلکه با آن زیسته باشد، با زبانی به همان تلخی آن را روایت می کند.. و
البته توسن خیال اهل هنر همیشه و در همه میدانها از واقعیت پیشی می گیرد...
در روایتهای دیگر از همین جبهه و همان خط و در مقابله با همان دشمن، چیزی
از همه برجسته تر است و شیرین تر، و آن، تواضع و چندان ندیدن کار خود در
مقابل کار دیگرانی که –باری- آنان نیز در جبهه هایی دیگر اما باز در برابر
همان دشمن و به عشق همان خدا، تلاشی کرده و عرقی ریخته اند، اگر چه خطر در
همه میدانها یکسان نیست.. و همه کسانی را که فیض آن جبهه را نبرده اند، اهل
دنیا و دلبسته به تعلقات آن ندانستن، و زحمت و مرارتی را که خود برای خدا
برده اند بر سر دیگران خردنکردن.. و این صفت پاکان و پارسایان است..
این
خصوصیت در این نوشته که از جهات بسیار: زبان، تصویر، پردازش و به خصوص
استفاده خوب از آیات قرآن، خیلی خوب است، به چشم نمی خورد.. و افسوس دیگر
آنکه فرق است میان اینکه کسی از بسته شدن دروازه جهاد و شهادت غمگین شود و
حسرت بخورد. اما با اینحال از عمل به وظیفه ای که مصلحت اسلام و مسلمین بر
دوش همه نهاده خرسند باشد، و اینکه کسی اصل را بر تشخیص خود-اگر نگوئیم میل
خود- نهاده و قبول ختم جنگ را خیانت و کار شیطان و توطئه دشمن بداند.. و
حتی به اشاره امام و خاصان او را هم مستثنی نکند.. در این کتاب شق اول دیده
نمی شود.»
3)
توجه به
امثال رحیم مخدومی و فرماندهان دیگر جبهه فرهنگی انقلاب در شهرستان بیشتر
خواهد شد.
4)
طرح های
عالی و قابل استفاده در «شورای کتاب شهرستان» به تصویب می رسد که حتما و
قطعا در شهرستان پیاده خواهد شد. برآنیم تا نویسندگان خبره که تعداد زیادی
از آنها در شهرستان فرهنگی ورامین سکنی گزیده اند را در مدارس، دانشگاه ها
و نهادهای دیگر فرهنگی معرفی کنیم. به همین منظور بی مناسبت ندیدیم که در
هفته دفاع مقدس نقد و معرفی کتاب خواندنی «جنگ پا برهنه» را کلید بزنیم.
5)
امید است
با برگزاری جلسات نقد کتاب در پنج نقطه قرچک، ورامین، خیرآباد، جوادآباد و
پیشوا شاهد کتابخوان شدن مردم باشیم.
در پایان انشاء الله با همکاری دستگاه های فرهنگی قابل باشیم برای امثال
مخدومی ها حداقل بزرگداشت بگیریم و یا لااقل کتاب ایشان را تهیه و توزیع
کنیم.
حسین قرائی
رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی
و دبیر شورای فرهنگ عمومی شهرستان ورامین

رحیم
مخدومی در سال 1345 در ورامین متولد شده و تحصیلات خود را تا مقطع لیسانس
در رشته علوم تربیتی ادامه داده است و از معلمین دلسوز كشور میباشد.
نخستین کتاب های این نویسنده متعهد و دلسوز داستان "فردا پسرم
بر می گردد" و کتاب خاطره "جنگ پا برهنه" نخستین کتابهایی هستند که توسط
حوزه هنری درسال 1369 به چاپ رسیدند.
از آثار او، كتاب جنگ پابرهنه كتاب منتخب دفاع مقدس، نرگس،
مالك خیبر و پروانههای عرصه خبر كتابهای برگزیده جشنواره كتاب معلم
میباشند.
آثار:
جنگ پا
برهنه، مردان درد، نرگس، یار كجاست؟، معلم فراری، چه كسی ماشه را خواهد
كشید، وقتی پرده كنار رفت، پروانههای عرصه خبر.

فرمانده
من
یادمان
مردان بزرگی که قامت ایستاده انقلاب مدیون پیکر به خاک افتاده آنان است.
روایت آنها که روزی فرمانده تو بودهاند و اکنون خاطرهات شدهاند. هفت
خاطره از حماسههای هفت فرمانده شهید. یادداشتهای مقام معظم رهبری بر این
کتاب بسیار تکان دهنده است: «این کتاب با چشمانی لبریز از اشک شوق و حسرت
زیارت گردید.»

خوابها
و خاطره ها
کتاب
حاضر، یادنامه شهیدان «جنگ ایران و عراق» است که در دو بخش «خاطرات» و
«خوابها» تدوین شده است. بخش اول دربردارنده خاطراتی از شهدای جنگ همچون:
حمید و حسن خسروی، امیر (کریم) نوری، اصغر، قاسم و حسین شیرکوند، عبدالرضا
حسنیپور، داوود تاجیک، علیرضا و محمدرضا کریمی، محمدرضا و مرتضی کارور،
قاسم رضایی، ابوالفضل محمدیان، نجفعلی غیاثوند و... است که از زبان
خانواده، دوستان و همرزمان شهدا نقل شده است. بخش دوم به خوابها و رویاهای
صادقه درباره شهدا اختصاص دارد که اغلب آنها پیامآور شهادت شهیدان برای
خانواده و دوستانشان میباشد.

چه
کسی ماشه را خواهد کشید
کتاب حاضر
شامل زندگینامه داستانی شهید غلامعلی پیچک میباشد که عناوین مختلفی را در
بر دارد از جمله: زندگینامه (تولد، دوران تحصیل، دوران انقلاب، فرماندهی
وی در جبهههای غرب و شهادت)؛ پخش اعلامیهها و اسلحه در میان کتابها در
دوران پهلوی قبل از پیروزی انقلاب، ورود امام به ایران و توطئه دشمن در پخش
تلویزیون، فعالیتهای مردمی و کمک به بیچارگان در مدت معلمیاش در سیستان و
بلوچستان، غائله کردستان و خودمختاری کردها و نقش شهید در سنندج، ماجرای
دکتر طاهری و نامهاش به خانواده شهید پیچک پس از باخبری از شهادت وی.

یک
آسمان هیاهو
زندگینامه شهید علیرضا موحددانش در این کتاب به رشته تحریر درآمده است.
نویسنده در همان ابتدای کتاب جالبترین صحنه رخداد زندگی شهید موحد دانش را
بیان کرده و خواننده را مخیر به خواندن ادامه داستان می کند. بخشهای این
کتاب عبارتند از: علی برای تو خوابی دیده، ما در آسمانیم، چشمها در کمین
است، یک خانه به زمین افتاده، مردی شبیه علی و...

معلم
فراری
زندگینامه داستانی محمدابراهیم همت، فرمانده لشکر 27محمد رسول الله(ص)
سپاه، که پس از 28 سال زندگی الهی، درسال 1362 و در جزیره مجنون از
جبهههای جنگ ایران و عراق به شهادت رسیده است. مقدمه کتاب با عنوان «یک
جور زندگی» شرحی مختصر از سیر زندگانی وی است. 9 فصل دیگر کتاب، دربردارنده
خاطراتی ازگوشههای زندگی این شهید است. عناوین این بخشها عبارت است از:
«مورچههای زیر ماشین»، «آشی که یک وجب روغن داشت»، «معلم فراری»، «سلاح
زیربرف»، «پاهای بزرگ»، «ظرفشویی نیمهشب»، «وحشت از شیشه»، «پس گردنی» و
«لبخندی که روی سینه ماند».
دوران
كودكى و ظلم ارباب/ سربازخانه شاهى و روزه ماه رمضان/ مدرسه و سخنرانى و
فرار/ كردستان و درگيرى با ضد انقلابها/ ماجراى پوتينهاى كهنه/ كار نيمه
شب در جبهه/ ... و آخرين لحظات زندگى عمده مطالب نقل شده در اين كتاب است.

پروانههای عرصه خبر
عناوین
بخشهای این کتاب؛ منش احمد (احمد آریایی)، صدایش مثل آهنگ بود (سیدمرتضی
آوینی)، اخوان از مرزها گذشت (مفقودالاثر کاظم اخوان)، عضوی به نام قلم
(محمدرضا امانی)، آن ژنرال جوان (حسن باقری)، خوش آواز مهریز (غلامرضا
برهان)، خبرنگار مجاهد (مرتضی چمن)، آن رهبر شوخ و شجاع (غلامرضا رهبر)،
نشان یک گمشده (محمدرضا ژیان سیداحمدی)، آگهی یا آگاهی (سیدحسن
شاهچراغی)، در باغ را برای که گشودند؟ (محمود صارمی)، خبرنگار بیقرار
(بهروز فلاحتپور) و رمز گل چیست؟ (حسن هادی) اند.

نرگس
كتاب حاضر
داستان بلندى از مسائل مربوط به انقلاب درفصل بازگشايى مدارس در سال 57،
براى نوجوانان است. داستان درباره اسماعيل و نرگس، خواهر و برادر كه هميشه
باهم بهمدرسه مىرفتند. در يكى از روزهاى آغاز سال تحصيلى، نرگس را به
خاطر حجابش از مدرسه اخراج مىكنند. اسماعيل از طريقصحبتهاى آقاى
اوليايى، يكى از معلمانش كه در همان سال به شهادت مىرسد، وارد جريانات
سياسى روز شده و با همكارى دوستانش اعلاميههاى حضرت امام(ره)
را در مدرسه پخش مىكند، اينحركتها منجر به شورش در مدرسه مىشود. در
درگيری با مأمورين، يعقوب يكى از همكلاسىهاى اسماعيل بهشهادت مىرسد.
درپايان بچهها در حال برگزارى مراسم جشن پيروزى انقلاب اسلامىدر مدرسه
هستند و نام مدرسه از «وليعهد» به «شهيد اوليايى» تغييرمىكند.
اسماعيل
مىرود تا خواهرش را بار ديگر به مدرسه برساند.

آنان كه
رفتند
ماجراهاى
اين سه داستان كوتاه و به هم پيوسته در زمانجنگ ايران و عراق و جامعه بعد
از جنگ مىگذرد «آنان كه رفتند» حكايت گروهى پنج نفره از رزمندگان ايرانى
است كه با حملهاى غافلگير كننده به مواضع عراقيها، تانكهاى دشمن را كه
قرار بوده ... منهدم مىكنند.
«آنان كه
ماندند» داستانى در فضاى بعد از جنگاست. سعيد، نوجوانى است كه در محيط
آلوده جامعه احساسمسئوليت سنگينى مىكند ...
«يزيدىها» حكايت واعظى است كه در ميان زندگى مرفه، سخنورى و كلمات
عارفانه، هراسان از مرگاست و...

و آثار
دیگر ایشان
آخرین بنکه
آخرین نامه سمیرا
بین دنیا و بهشت
تشنه
دو
مجاهد
شصت خاکریز
شهردار خوبو
فردا پسرم بر می گردد
لوطی و آتش
مالک خیبر
مردان درد
هرکس کار خودش
وقتی پرده کنار رفت
سه
مزار برای یک شهید
سلام بر قرآن
خدا به حرف هایم گوش داد
روزی که خواهرم خندید

 |